مصاحبه با سه تن از فرزندان اعدامشدگان
در تابستان ۱۳۶۷ گروه کثیری را کشتند، نام دست کم ۴۴۸۵ تن از آنان را میدانیم. تقریبا همه جوان بودند، عمدتا در گروه سنی ۲۰. برخی فرزند داشتند و آن فرزندان اکنون برومند شدهاند. آنان از پدر یا مادر اعدامشدهی خود چه تصویری در ذهن دارند، از تابستان ۶۷ چه تعبیری دارند و کلا از آنچه در دههی ۱۳۶۰ گذشت؟ آنان که سالها زیر سایهها زندگی کردهاند و بار یادی ممنوع را بهدوش میکشیدهاند، اکنون چه میگویند؟ با آلامها و رنجهایشان چه میکنند؟ چه چیز میتواند آرامشان کند؟ آیا روزهای از دست رفته کودکی را ، قابل بازگشت میدانند؟ آیا بخشش و یا دادخواهی برای آنها هم، دروازهای به سوی صلح و دوستی و آرامش است؟ نگاه این جوانان ه زندگی چگونه است؟
در سه مصاحبهی زیر، که با فرزندان جانباختگان اعدامهای دههی ۶۰ انجام شدهاست، پای صحبت آنها نشستیم. آنان با نام مستعار میشوند.
مصاحبه را در این جا گوش کنید
چهار هزار و چهارصد و هشتاد و پنج نفر ...
تابستان ۶۷ زخمی گشوده است، پروندهای گشوده است، عنوان شکافی عمیق در جامعه ایران است. در تابستان ۶۷ بسیاری را کشتند، نام دست کم ۴۴۸۵ تن از آنان را میدانیم.
۲۷ تیرماه ۱۳۶۷، آیتالله خمینی، با پذیرش قطعنامهی ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد به جنگ ۸ سالهی ایران و عراق خاتمه داد. او خود پذیرش قطعنامه را به "نوشیدن جام زهر" تعبیر کرد.۶ روز بعد، در روز ۲ مرداد ماه، سازمان مجاهدین خلق ایران حملهی گستردهای را به مرزهای غربی و جنوب غربی ایران تحت عنوان "عملیات فروغ جاویدان" آغاز کرد. جمهوری اسلامی پاسخ خود به این حمله را "عملیات مرصاد" مینامد
متن کامل گزارش را این جا بخوانید