تبليغاتX
کشتار 67

کشتار 67

اعدام دسته جمعی مخالفان سیاسی در تابستان 67

19 سال از کشتار زندانيان سياسي در سال 1367 گذشت!

 سال از کشتار زندانيان سياسي در تابستان 67 مي گذرد و ما همچنان در انتظار روزي هستيم که کميته هاي حقيقت ياب و دادگاه هاي مردمي ضمن تحقيق و جمع آوري اطلاعات، با روشن ساختن تمام ابعاد اين جنايت ضد بشري، نسبت به مجازات آمران و عاملان آن اقدام کنند.

پس از پايان جنگ و پذيرش قطع نامه ي 598 از سوي حکومت اسلامي، شکسته شدن اتوريته ي کاذب نظام، فرار سربازان از جبهه، بحران هاي اقتصادي و اجتماعي گسترده و پيش بيني گسترش جنبش هاي اجتماعي در سال هاي پس از جنگ، حکومت اسلامي که از موج جديد اعتراضات و اعتصابات مردمي در هراس بود، طي ماه هاي مرداد و شهريور 67 به اعدام گسترده ي هزاران زنداني سياسي پرداخت.

 

                متن کامل بیانیه را در آوای دانشگاه بخوانید

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نویسنده  | 

گرامی داشت یاد و خاطره قربانیان  کشتار ۶۷ در نوزدهمین سال گرد آن

یادمان زیباترین فرزندان آفتاب و باد در دشت خاوران

گزارش اختصاصی آوای دانشگاه: به مناسبت ۱۹ امین سال گرد کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ به طبق روال سال های گذشته خانواده  و بازماندگان قربانیان این کشتار به همراه جمعی از فعالین اجتماعی در صبح روز جمعه ۹ شهریور در دشت خاوران گرد آمدند تا یاد و خاطره تمامی جان باختگان سال های ۶۰ تا ۶۷ خصوصا اعدامیان کشتار تابستان ۶۷ را گرامی بدارند.

متن کامل گزارش را این جا بخوانید

 

گزارش تصویری سایت سلام دموکرات

گزارش صوتی رادیو برابری

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نویسنده  | 

یادمان کشتار زندانیان سیاسی دهه ی ۶۰ در ایران

جمعه

۹ شهریور

ساعت ۹ بامداد

دشت خاوران

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نویسنده  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نویسنده  | 

مصاحبه با سه تن از فرزندان اعدام‌شدگان

در تابستان ۱۳۶۷ گروه کثیری را کشتند، نام دست کم ۴۴۸۵ تن از آنان را می‌دانیم. تقریبا همه جوان بودند، عمدتا در گروه سنی ۲۰. برخی فرزند داشتند و آن فرزندان اکنون برومند شده‌اند. آنان از پدر یا مادر اعدام‌شده‌ی خود چه تصویری در ذهن دارند، از تابستان ۶۷ چه تعبیری دارند و کلا از آنچه در دهه‌ی ۱۳۶۰ گذشت؟ آنان که سال‌ها زیر سایه‌ها زندگی کرده‌اند و بار یادی ممنوع را به‌دوش می‌کشیده‌اند، اکنون چه می‌گویند؟ با آلام‌ها و رنج‌هایشان چه می‌کنند؟  چه چیز می‌تواند آرامشان کند؟ آیا روزهای از دست رفته کودکی را ، قابل بازگشت می‌دانند؟ آیا بخشش و یا دادخواهی برای آن‌ها هم، دروازه‌ای به سوی صلح و دوستی و آرامش است؟ نگاه این جوانان ه زندگی چگونه است؟

 

در سه مصاحبه‌ی زیر، که با فرزندان جان‌باختگان اعدام‌های دهه‌ی ۶۰ انجام شده‌است، پای صحبت آن‌ها نشستیم. آنان با نام مستعار می‌شوند.

مصاحبه را در این جا گوش کنید

 

چهار هزار و چهارصد و هشتاد و پنج نفر ...

تابستان ۶۷ زخمی گشوده است، پرونده‌ای گشوده است، عنوان شکافی عمیق در جامعه‌ ایران است. در تابستان ۶۷ بسیاری را کشتند، نام دست کم ۴۴۸۵ تن از آنان را می‌دانیم.

۲۷ تیر‌ماه ۱۳۶۷، آیت‌الله خمینی، با‌ پذیرش قطعنامه‌ی ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد به جنگ ۸ ساله‌ی ایران و عراق خاتمه داد. او خود پذیرش قطعنامه را به "نوشیدن جام زهر" تعبیر کرد.۶ روز بعد، در روز ۲ مرداد ماه، سازمان مجاهدین خلق ایران حمله‌ی گسترده‌ای را به مرزهای غربی و جنوب غربی ایران تحت عنوان "عملیات فروغ جاویدان" آغاز کرد. جمهوری اسلامی پاسخ خود به این حمله را "عملیات مرصاد" می‌نامد

متن کامل گزارش را این جا بخوانید

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نویسنده  | 

جمعه ۱۰ شهریور از ساعت ۹ صبح در دشت خاوران  گرد می آییم!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نویسنده  | 

کانون زندانیان سیاسی ایران (در تبعید): بنا بر گزارش دریافتی از تهران، ماموران اطلاعات رژیم در آستانه نوزدهمین سال گرد کشتار زندانیان سیاسی در روزهای اخیر به دفعات به منازل خانواده های جان باختگان مراجعه و آنها را تحت فشار قرار داده اند که از برگزاری مراسم در خاوران خودداری کنند. در این مراجعات که با تهدید و ایجاد رعب و وحشت توام بوده است، ماموران اطلاعات از خانواده ها خواسته اند مراسم سال گرد را در منزل برگزار کنند. آنها وقتی که با مقاومت خانواده ها و تصمیم راسخ آنها برای برگزاری مراسم در خاوران مواجه می شوند، در ادامه تهدید می کنند روز برگزاری مراسم جاده ورودی به خاوران را مسدود و از آمد و رفت به خاوران جلوگیری خواهند کرد و چنانچه به هر دلیل خانواده ها موفق به برگزاری مراسم در خاوران شوند، باید از دادن شعار، سرودخوانی، سخنرانی و راه پیمائی خودداری کنند. به خانواده ها گفته شده که نیروهای سیاسی مخالف رژیم قصد دارند از مراسم سال گرد علیه رژیم استفاده کنند. در نتیجه خانواده ها مسئول عواقب هرنوع اقدامی علیه رژیم خواهند بود. آنها به کرات در گفته های خود ترس و واهمه رژیم از گسترش خاوران به سطح جامعه و تبدیل آن به یک جنبش اجتماعی را نشان دادند.

خانواده ها حضور و برگزاری مراسم در خاوران را حق مسلم خود می دانند و علی رغم محدودیت هائی که همه ی این سال ها دستگاه های سرکوب و اطلاعاتی رژیم برای آنها ایجاد کردند، با عزمی راسخ مراسم سال گرد جان باختگان دهه ۶۰ زندانهای رژیم را برگزار کردند. امسال نیز خانواده ها ساعات اولیه صبح روز جمعه ۹شهریور در خاوران گردهم خواهند آمد و یاد عزیران به خون خفته خود را گرامی خواهند داشت.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط نویسنده  | 

مقدمه مترجم

رژیم جنایت کار سرمایه اسلامی در تمام طول عمر ننگینش مشغول کشت و کشتار کارگران، کمونیست ها ودیگر آزادیخواهان بوده است. این رژیم مخصوصاً در دهه 1360 هزاران زندانی سیاسی که متشکل از کارگران، کمونیست ها و دیگر آزادخواهان بود را اعدام و جناره ها را در قبرستانهای دسته جمعی دفن کرد. مأموران، زندانبانان و پاسداران رژیم که اکنون برخی شان در لباس ژورنالیست، مقاله نویس، سر در آستانه امپریالیسم آمریکا نهاده، اصلاح طلب و حتی در لباس “مدافع حقوق زندانیان” سیاسی ظاهر شده اند به دختران جوان پیش از اعدام تجاوز کردند  از آن قتل عام های فجیع و جنایتکارانه امروزه خاورانها سر برآورده اند. هنوزهم بسیاری از داغدیدگان این فجایع انسانی موفق به شناسائی عزیزانشان نشده اند، چون هنوز خاورانها گشوده نشده اند.در طول تاریخ سرمایه و سرمایه داری و بویژه در قرن گذشته چندین قتل عام بوقوع پیوسته اند. مقاله ای که در زیر ترجمه آن را می خوانید، در باره یکی ازاین فجایع انسانی است  این مقاله، قتل عام یک میلیون کمونیست اندونزی را که در دهه 1960 بوسیله رژیم سفاک و دیکتاتور ژنرال سوهارتو که با پشتیبانی و راهنمائی سرمایه غرب و مخصوصاً سرمایه امپریالیستی آمریکا انجام گرفت را بررسی می کند.  نویسنده در نتیجه گیری اش این سئوال را مطرح می کند: این پرسیدنی است که برای کشوری که تاریخ معاصرش ناشناخته بماند، چه آینده ای می توان پیش بینی کرد؟” این سئوالی است که می توان آنرا در رابطه با گورستانهای دسته جمعی زندانینان سیاسی ایران نیز پرسید.  این نوشته بوسیله مای ویشلمن نوشته شده و در تاریخ 25 جولای 2007  در روزنامه افتون بلادت به چاپ رسیده است.  ترجمه این مطلب  را به تمام مادران داغدیده جهان و بویژه مادرانی که فرزندانشان در قتل عام زندانیان سیاسی شهریور ماه1387که یکی از قتل عام های زندانیان سیاسی در طول عمر رژیم جمهوری اسلامی سرمایه است، تقدیم می کنم.

حمید قربانی مرداد 1386  

 کاداریام 80 ساله، 50 نفر از زنان هم سلول او را اعدام نمودند، ولی او را بخاطر اینکه مشهورترین رقاص رقص های محلی در جزیره جاوا بود اعدام نکردند. او بمدت 15سال بدون دادگاه و قانون زندانی بود. اکنون نیز به دختر و پسر او شغل دولتی نمی دهند.

در باره نتایج اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشتار توده ای در اندونزی در دهه 1960 یک کشتار دسته جمعی فراموش شده در کشوری با 234 میلیون جمعیت رُح داد. نتایج ویران کننده اجتماعی، سیاسی و اقتصادی این فتل عام هنوز هم باقی ماندگان این فاجعه انسانی را رنج می دهد. نتایجی که بر اثر یکسری دلائل ما خیلی به ندرت از آنها نام می بریم.

برتراندراسل در 1967 در باره فاجعه ی اندونزی نوشت: ” در مدت چهار ماه در اندونزی بیش از 12 سال در ویتنام، انسان  کشتند.”

معمولاً برای دستگاه ارتباط  جمعی ما کشتارهای دسته جمعی جالب هستند و توضیح  این اتفاق مشخص نیز خیلی دشوار و سخت نیست: یک میلیون شهروند غیرمسلح در یک زمان خیلی کوتاهی  به قتل می رسند. ( این را با کشته شدن یک میلیون ارمنی در سال 1922 - 1915 در ترکیه با اسلحه برنو و نیزه. یا سوزاندن با گاز سمی وکشتن با سلاحهای ضربتی   6 میلیون یهودی و کولی در 1945- 1940، کشتن یک میلیون توتسی  در روآندا با گرز و سلاحهای ضربتی در سال   1994مقایسه کنید).

این نه فقط یک میلیون انسان کمونیست اندونزی بودند که کشتار شدند بلکه همچچنین یک میلیون و نیم شهروند عادی نیز بودند که سال ها در اردوگاههای اجباری زندانی شدند- آنها را به مدت 15 سال بدون قانون و دادگاه زندانی نمودند.بانیان اصلی این کشتار دسته جمعی  برای کودتای نظامی شان از سوی آمریکا پشتیبانی اقتصادی دریافت کردند. بعد از آن بزرگترین شرکت های آمریکائی بهمراه  شرکت های اروپائی و ژاپنی  به اندونزی هجوم بردند و کشور را به شیوه بی رحمانه ای تاراج نمودند. در غارت و تاراج اندونزی چندین شرکت سوئدی بویژه شرکت های صنایع بسته بندی که از درخت بعنوان ماده خام استفاده می کنند بعد از انجام کودتای نظامی ژنرال سوهارتو سهیم شدند.یک نگاه کوتاه تاریخی: پس از پیروزی جنگ رهائی بخش بر علیه هلند، قهرمان ملی، سوکارنو رئیس جمهور می شود. او خود را بعنوان رهبر جنبش ضد امپریالیستی کشورهای در حال توسعه که نمی خواستند با کشورهای غربی متحد شوند، شناساند و به امپریالیست های آمریکائی اعلام نمود که بروید به جهنم با مساعدتهای آمریکائی تان.سوکارنو یک سری از شرکت های بزرگ آمریکائی، بریتانیائی و بویژه هلندی را ملی کرد. او از جانب ارتش خود و بخصوص حزب کمونیست اندونزی پشتیبانی می شد. حزب کمونیست اندونزی که با 3 میلیون اعضایش سومین حزب بزرگ کمونیستی جهان بعد از حزب کمونیست شوروی و چین بود. بیشترین اعضای حزب کمونیست را کارگران فقیر کشاورزی تشکیل می دادند که برای یک اصلاحات ارضی مبارزه می کردند، اما همچنین بسیاری از روشنفکران و هنرمندان اندونزی هم عضو حزب بودند. سپس سوکارنو پارلمانتاریسم را ول کرد و پدیده خیلی ناشناخته “دموکراسی راهنمائی شده” را جانشین کرد.

1961سازمان جاسوسی سیا کوشش کرد که سوکارنو را به قتل برساند. در سال 1962 مرکز سیا در آسیا که بوسیله شخصی به نام ویلیام کولبی رهبری می شد، شایعه برنامه ریزی یک کودتا بوسیله حزب کمونیست اندونزی ساخت و پخش نمود. سیا اسامی 20000 هزار از رهبران محلی کمونیست را تحویل ژنرال های کودتاچی داد. سیا همچنین ژنرال های کودتاچی را بوسیله کمک نا محدود اقتصادی پشتیبانی کرد.( در باره سیاست سیا در اندوندونزی از دهه 1950 تا پیروزی کودتای نظامی درآن کشور اسناد زیادی در آرشیو دانشگاه واشینکتون سیتی موجود است که امروزه روی سایت امنیتی  www.gwu.edul~nasarchiv/  گذاشته شده است.

کوتای نظامی سوهارتو در زمانی به وقوع پیوشت که اقتصاد کشور در بحران بود، ومرگ و میر از گرسنگی فاجعه ای بود که  کشور را فراگرفته و آنرا مورد تهدید قرار داده بود. بی خدایان یعنی آته ئیست ها یا کمونیست ها را محصول توطئه های شیطانی و دسیسه معرفی نموده و مهرمسببین قتل های مقدس یا “قربانی” را بر پیشانی شان زدند. مسئولیت گشتار کمونیست ها به عهده زمین داران و سربازان اجیر شده گذاشته شد. این روش و متدی بود قدیمی که استعمارگران هلندی از آن استفاده کرده بودند.این قتل عام بوسیله شرکت خبری- تلویزیونی ABC فیلم برداری شده است. در فیلم جنگ بی نظم و نبرد برای آسیا (The troubled war and battle for Asia) ما فضای داخلی زندانهای اندونزی را می بینیم. ما در این فیلم، زندانیانی رنجور،ضعیف، پریشان و حیران را می بینیم که در گل و لای نشسته اند، در نیمه بیهوشی ودیوانه وار، شعار اسلامی (allah aqba) (خدا بزرگ است ) را که بوسیله یک امام داده می شود، با ترس و لرز تکرار می کنند. بر طبق گفته هائی که از بلندگوی زندان شنیده می شود زندانیان در حال” بازآموزی” هستند. دوربین سلول به سلول می گردد، سلولها ئی که پر از زنان سوگوار و غمگین، زنانی با صورتهای ورم کرده، هستند. گوینده در باره زنان جوان زندانی صحبت می کند که باید اعدام شوند، زیرا که آنها متهم به “برنامه ریزی مرگ مقدس (قربانی) کمونیستی” هستند. (حتی یک زن زندانی که از این زندان ها بیرون آمده پیدا نمی شود که مورد تجاوز جنسی قرار نگرفته باشد. این گفته سازمان حقوق انسان اندونزی به نام (syarikat Indonesia) می باشد که خیلی دیرتر یعنی در سال 2000 تأسیس شده است. ) می باشد.

پی آمدهای کودتای نظامی سوهارتو در زمینه های دیگری نیز فجایع زیادی به بار آورده است.  رژیم دیکتاتوری در اندونزیري، بزرگترین فاجعه محیط زیستی را باعث و بانی بود. “اندونزی جنگل های پر ارزش خود را بسرعت از دست می دهد. سوماترا و کالیمانتان در طرف 5 و یا 10 سال جنگل هایش را از دست داد.”این را انجمن دفاع از طبیعت سوئد در سال 2006 نوشته است. در نتیجه آن  دیکتاتور سوهارتو از شرکت های بزرگ که طمع و آز شان آن نیروئی کششی بود که این فجایع انسانی و طبیعی را انجام داده و پشتیبانی نمودند، 45 میلیارد دلار بعنوان رشوه گرفت و خود را مانند دیکتاتور سابق فلیپین مارکوس که در آنجا نیز جنگل هایش با سرعت نابود شدند، به یکی از ثروتمندترین مردان جهان تبدیل نمود.پی آمدهای اخلاقی نیز به نظر می رسند که به همین اندازه فاجعه آمیز باشند. بیشتر از یک میلیون از فرزندان  زندانیان سایق امروزه  هنوز از بیشترین حقوق شهروندی محروم هستند. آنها بعنوان طبقه دوم(پائین جامعه) به ثبت رسیده اند وهمواره زیر نظر قرار دارند.در Yogyakarta، مرکز قدیمی جاوا من چند نفر را که دهها سال در اوردوگاهی در جزیره بورو(Buru) زندانی بوده اند را ملاقات کردم. آنها و فرزندان بالغ شان هنوز هم خیلی شدید کنترل شده و زیرنظر هستند. زجر، شکنجه، غم از دست دان عزیزان و تحت نظر بودن، زندگی آنها را ویران کرده و آنرا برایشان به جهنم تبدیل نموده است. در دهه 1960 آنها را متهم به قتل های مقدس کردند و هنوز هم این اتهام آنها را دنبال می کند.هنگامی که در 1998 سوهارتو بعد از اعتصابات و شورشهای وسیع در کشور سقوط کرد، کمیته صلح و تجسس و بخشش، به نام کمیته عبدالرحمان وحید، بوسیله بزرگترین رهبران سیاسی بعد از سوهارتو در کشور تشکیل یافت. کمیته عاقبت در سال 2004 قانونی شد، اما اخیرا آنرا “unconstitution” یعنی غیرقانونی اعلام نموده اند. کار این کمیته همواره با موانع متعددی روبرو بوده و از کارش ممانعت بعمل آمده است. فقط یک قبر دسته جمعی بازشد که آنهم چنان با خشم و خشونت یک سازمان اسلامی روبرو گردید که از شناسائی جان باختگان بوسیله آزمایش dna صرفنظر شد. (کودتای نظامی سوهارتو باعث شد که اکنون در این مجع الجزایر، اسلامگرائی شدت فوق العاده ای داشته باشد. در سال 1965 هیچ زنی در عمل حجاب نداشت و رویش را در خیابان و بازار نمی پوشاند. امروزه 85% زنان موهایشان را در خیابان و بازار می پوشانند.) حتی جنازه ها را اجازه ندادند که به طور معمولی دفن کنند و دو باره بهمان قبر دسته جمعی برگردانده شدند.

این پرسیدنی است که برای کشوری که تاریخ معاصرش ناشناخته بماند، چه آینده ای می توان پیش بینی کرد؟ یا چه اتفاقی انتظارش را می کشد؟  اگر که کتابهای تاریخ آنرا نادیده بگیرند؟ اگر کسانی که زندگی می کنند هرگز ندانند که چرا کسی سرپرستی آن هزاران و باز هم هزاران کودک بی پدر و مادرو در معاصره قرار گرفته را بعهده نگرفت؟ اگر کسی تعریف نکند که چرا در برخی از شهر ها مانند سورابایا (Surabaya) کانال های آب مکرراً بر اثر انداختن جنازه ها بسته شده بودند؟ واقعاً چه اتفاقی می افتد اگر که در آفریقای جنوبی کمیته تجسس و بخشش سال ها کار نمی کرد که تقریباً علل آن جنایات سابق را نشان دهد؟ چه اتفاقی در اروپا رُخ می داد  اگر که از کشتار نازیستی و کوره های آدم سوزی هرگز نام برده نمی شد؟

به نقل از به پیش. نشریه اتحاد سوسیالیستی کارگری شماره 24

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نویسنده  | 

روز جمعه 25اسفند ماه طبق روال سال های گذشته در آستانه آغاز سال نو در آخرین جمعه سال خانواده های قربانیان اعدام های دهه 60 و سال 67 و جمعی از فعالان سیاسی و اجتماعی و دانشجویی و جوانان به منظور گرامی داشت یاد و خاطره ی تمامی جان باختگان این اعدام ها در گورستان خاوران جمع شدند.

مراسم با قرار دادن گل بر سر مزار جان باختگان و قرار دادن عکس هایی از تعدادی از این عزیزان و با اعلام 1 دقیقه سکوت به پاسداشت یاد و خاطره تمامی جان باختگان راه آزادی و برابری شروع شد.

سپس یک از مادران ضمن تشکر از حضور حاضران ضمن گرامی داشت یاد و خاطره تمام از دست رفتگان برنامه را اعلام کرد. بعد از آن یک گروه موسیقی به اجرای برنامه پرداخت که با استقبال حاضرین در مراسم قرار گرفت. سپس علی رضا جباری از اعضای کانون نویسنگان به سخنرانی پرداخت. بعد از ایشان به دعوت مادران جان باختگان دکتر ناصر زرافشان که به تازگی بعد از 5 سال از زندان آزاد شدند برای سخنرانی آمدند. که با استقبال و تشویق شدید حضار روبرو شدند و شعار زندانی سیاسی آزاد باید گردد در فضای گلزار خاوران طنین انداز شد.

دکتر زرافشان در سخنان خویش گفتند که بهترین امری که یاد و خاطره ی تمامی جان باختگان خفته در خاوران را گرامی می دارد ادامه دادن راه آنان تا رسیدن به آرمان های انسانی می باشد. ایشان در بخشی دیگر از سخنانش با تاکید بر این که تلاش برای تغییر جامعه توقف نا پذیر است ابراز امید واری کرد که در راه ساختن یک جامعه آزاد و برابر با یکدیگر گام برداریم.

سپس مادر " هیبت الله معینی"یکی از جان باختگان اعدام ها یک سرود فولکور "لری " را خواندند که جمع با ایشان همراهی کرد. بعد از آن دکتر فریبرز رییس دانا نیز سخنانی ایراد کردند. سپس خانم بهکیش که جمع کثیری از اعضا خانواده خویش را در اعدام ها دهه 60 و سال 67 از دست داده اند. در سخنانی از تمامی بازماندگان خواستند که برای زنده نگاه داشت یاد و خاطره تمامی این عزیزان خفته در خاوران خاطرات و سرگذشت زندگی آنان را مکتوب سازند تا برای نسل جوان تر باقی بماند که این پیشنهاد با استقبال شدید حضار مواجه شد.

در خلال برنامه از طرف جمع حاضر سود "رود" " دشت خاوران" " آفتابکاران " خوانده می شد. در انتها برنامه مادر " انوشیروان لطفی" یکی دیگر از جان باختگان اعدام های سال 67با تشکر فراوان از تمامی شرکت کنندگان از طرف مادران و خانواده ها از جمع خواستند که دست در دست یک دیگر سرود خوان یک دور کامل گلزار خاوران را بپیمایند و جمع نیز دست در دست یک دیگر با خواندن سرود حلقه ای را تشکیل دادند و سپس دور مزار خاوران شروع به حرکت کردند و سرود های " زده شعله در چمن" " برپا خیز" " آفتابکاران" هوا دلپذیر شد" "بیژن" " رود" و "انترناسیونال" را در طول مسیر با یک دیگر خواندند. در انتها برنامه نیز جمع با زدن حلقه بعد از خواندن دوباره سرود انترناسیونال با اعلام یک دقیقه سکوت به یاد تمامی جان باختگان راه آزادی و سوسیالیسم خصوصا رفیق پوران بازرگان که به تازگی فوت کرده اند برنامه را به پایان بردند.

نکته قابل توجه حضور چشم گیر جوانان بود که نسبت به سال ها گذشته بسیار بیشتر بود و رنگ و بوی خاصی به مراسم بخشیده بود و این امر مورد استقبال خانواده ها نیز قرار گرفت همچنین خوشبختانه برخلاف مراسم تابستان امسال حضور نیروی های امنیتی و اطلاعاتی بسیار کم رنگ و نا محسوس بود و مراسم بدون کوچک ترین برخورد و مشکلی از طرف آنان در آرامش کامل برگزار شد.

پ.ن: مجموعه ای از گزارشات تصویری و صوتی از مراسم امروز

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نویسنده  | 

در خلوت روشن با تو گریسته ام

برای خاطر زندگان،

و در گورستان تاریک با تو خوانده ام

زیباترین سرود ها را

زیرا که مردگان این سال

عاضق ترین زندگان بوده اند.

ا. بامداد

                                                                                        

 

 

دشت خاوان آوردگاه عاشقان است. جان باختگان آن سال یعنی تابستان گرم و خونین 67 عاشق ترین زندگان بوده اند. ما  برای زندگان خویش می گرییم در دشت خواران و زیباترین سرود ها را برای آن مردگان که زنده ترین زندگان هستند در تارک درخشان و خونین تاریخ مبارزاتی مان می خوانیم.

هر ساله در آستانه بهار در دشت خاوران جمع می شویم و بر مزار بی نام نشان، با نام نشان ترین انسان های قهرمانانمان گل نثار می کنیم. در دشتی که هزاران لاله سرخ و عاشق خفته اند!

دشت خاوران این گورستان جمعی همواره بیدار است.  دشت خاوران وجدان بیدار تاریخ سیاه ماست. داغ ننگی که بر پیشانی کفتاران و کرکسان خون آشام تا انتها نشسته است. هر ساله ما این داغ را بر پیشانی آنان محکم تر از گذشته می نشانیم.

جمعه آخر هر سال خاوران آوردگاه کسانی است که نه فراموش می کنند و نه می بخشند.  روز جمعه ۲۵ اسفند ساعت ۹ صبح همه با هم دست در دست هم زیباترین سرود ها را برای این لاله های خفته در خاوران خواهیم خواند.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نویسنده  |